با توجه به شروع اعزام کاروانهای راهیان نور تصمیم گرفتم مطالبی در راستای شناخت بهتر مناطق جنگی و عملیات های انجام شده ارسال نمایم تا قدمی برداشته باشم.
با توجه به اینکه اغلب از مناطق جنگی جنوب بازدید می شود لذا به تشریح آن می پردازیم.
استان خوزستان:
استان خوزستان با مساحت 64236 کیلومتر مربع، در جنوب غربی ایران قرار دارد. این استان از شمال به استان لرستان، از شمال شرقی به استان اصفهان، از شمال غربی به استان ایلام، از شرق و جنوب شرقی به استان های چهار محال و بختیاری و کهکیلویه و بویر احمد، از جنوب به خلیج فارس و از غرب به کشور عراق محدود می شود.استان خوزستان دارای 16 شهرستان و 29 شهر می باشد.

نقشه تقسیمات استان خوزستان عکس از سازمان نقشه برداری کشور
استان خوزستان که یکی از مهم ترین و با ارزش ترین مناطق ایران است؛ در جنوب غربی ایران واقع شده و از جاذبه های کم نظیر گردشگری در زمینه های طبیعی، تاریخی، معماری، اجتماعی و فرهنگی برخوردار است. خوزستان یکی از باستانی ترین و تمدن خیزترین ناحیه های جهان بوده و جزو كهن ترین سرزمین های متمدن بشری به شمار می رود. آفتاب دل نشین، آب فراوان، خاک مرغوب و مردمانی سخت کوش سبب شده؛ این منطقه یکی از پرحاصل ترین نقاط ایران شده و لقب "زرخیز" را از آن خود نماید.
درباره واژه "خوزستان"، معانی و تعابیر فراوانی وجود دارد که قدمت و دیرینگی این خطه را آشکار می سازد. برخی کلمه "خوز" را نام قبیله ای می دانند که در این منطقه ساکن بوده است. "ابن منظور" به سال 711 ه. ق. در "لسان العرب" اشاره دارد: " خوز قوم یا قبیله ای از مردم عجمند". از سوی دیگر "خوز" را به معنی "شکر" و "نیشکر" نیز معنا می کنند. زیرا خاک حاصلخیز و بارور خوزستان، استعداد ویژه ای برای رشد این گیاه، داشته و آنجا بهترین محصول نیشکر را به دست می داده است.
"خوزستان" در دوران باستان، به خصوص در دوره هخامنشی به دو ناحیه تقسیم می شد: بخش های شمال و شمال شرقی که انشان (انزان) نام داشت و سرزمین های با صفا، کوهستان ها و جنگل های فراوانی را شامل بود، و ناحیه جنوبی که دارای آب و هوای گرم و مرطوب و دشت های حاصلخیز و جلگه ای جنوبی که دارای آب و هوای گرم و مرطوب و دشتهای حاصلخیز و جلگه بوده است. بخشهای جنوبی که "عیلام" نام داشته یادآور تمدنهای دیرینه خوزستان است و به شدت تحت تاثیر فرهنگ "میان رودان" بوده و جغرافیای وسیعی را شامل می شده که حد فاصل لرستان و خوزستان و سواحل خلیج فارس امروزی است.
"استرابون" جغرافی دان عهد باستان، خوزستان را از حاصلخیزترین جلگه های جهان می داند؛ زیرا رودخانه های زیادی این دشت را مشروب می کرده که امکان کشاورزی و آبادانی را در این منطقه میسر می ساخته است . شاید بر همین اساس بوده که عده ای بر این اعتقادند که نام این سرزمین "هند" یا "اند" بوده که به معنای جایی با آبهای فراوان می باشد. در کتاب "مجمع التواریخ و القصص" خوزستان به نام "حجوستان" و "حبوجستان" آمده که به نظر می آید ماخوذ از زبان پهلوی با عناوین "حبوجستان" و "حوجستان" است.
وجود مراکز علمی و فرهنگی همچون دانشگاه جندی شاپور در این استان، دال بر اهمیت و رونق این خطه ارزشمند می باشد که استادان بزرگ دانش پزشکی را از یونان، مصر، هند و روم گرد هم آورده بوده است. پزشکان برجسته و ناماوری که به مداوای بیماران و تدریس دانشجویان رشته پزشکی در این دانشگاه مشغول بوده اند. این دانشگاه که به دستور شاپور اول (241-271 م) بنیان نهاده شد. توسط شاپور دوم (ذوالاکتاف) مرمت و بازسازی گشت و در زمان انوشیروان تکمیل و توسعه یافت. علما، دانشمندان و شاعران بزرگی همچون "ابونواس حسن بن هانی خوزستانی"، که از ارکان شعر عرب است، "عبدالله بن میمون اهوازی"، "نوبخت اهوازی منجم" و فرزندانش، جورجیس پسر بختشوع گندیشاپوری و شاعران عرب زبان شیعی، مانند "ابن سکیت" و "دعبل خزائی" که با اشعار خود ولایت و امامت را پاس داشته اند و زبان به مقاومت گشوده اند از همین منطقه برخاسته و در این دیار زندگی می کرده اند.
نفت و گاز مهمترین منابع طبیعی کشور؛ برای اولین بار در این استان و در شهر مسجد سلیمان، قریب به 80 سال پیش کشف و استخراج شد. از آن موقع تا کنون حوزه های نفتی فراوانی در این استان کشف و مورد بهره برداری قرار گرفته که ازمهمترین آنها حوزه های نفتی اهواز می باشد. پالایشگاه آبادان و پتروشیمی بندر امام و ماهشهر و... از جمله صنایع وابسته به نفت در این استان می باشند. رودخانه کارون پر آب ترین رودخانه شرقمیانه، به همراه رودخانه های دز، کرخه، اروند و گتوند؛ این استان را به یکی از مساعدترین استان ها برای اجرای طرح های کشاورزی تبدیل نموده و هم اکنون بزرگترین طرح تولید نیشکر و صنایع جانبی آن، در این استان در حال انجام است. ارتباط این استان به آب های آزاد از طریق بنادر آبادان و خرمشهر، امکان دیگری از این استان برای تجارت آزاد می باشد.
لینک دانلود فلش گالری عکس خوزستان - با صدای رضا صنعتگر
منابع:
irankulturevi (dot) com
cua (dot) ac (dot) ir
istta (dot) ir
fa (dot) wikipedia (dot) org
ostan-kz (dot) ir
iranyad (dot) ir
وصیتنامه ی شهید حاج محمد ابراهیم همت
به تاریخ 19/10/59 شمسی ساعت 10:10 شب چند سطری وصیت نامه می نویسم : هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غمزده غرق ستاره است ، مادر جان می دانی تو را بسیاردوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت. مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد ؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازش کار و بی تفاوت و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند بسیارند. ای کاش به خود می آمدند. از طرف من به جوانان بگوئید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخیزید و اسلام را و خود را دریابید نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود نه شرقی - نه غربی؛ اسلامی که : اسلامی ... ای کاش ملتهای تحت فشار مثلث زور و زر و تزویر به خود می آمدند و آنها نیز پوزه استکبار را بر خاک می مالیدند. مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا بتواند کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بیرون ببرد ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و نه باریش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد . پدر و مادر ؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم شهادت در قاموس اسلام كاریترین ضربات را بر پیكر ظلم، جور،شرك و الحاد میزند و خواهد زد. ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است ولی چاره ای نیست اینها سد راه انقلاب اسلامیند ؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شودند تا راه تکامل طی شود مادر جان به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاطر من گریه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود. زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار ( اللهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک) .
و السلام؛
محمد ابراهیم همتبسيجي مانده ام
من كتاب كربلا را خوانده ام
همچنان پاكم بسيجي مانده ام
يادگار جبهه هاي جنگي ام
بشنو از من قصه دلتنگي ام
مقصد ما كربلا بود آن زمان
كربلا آهن ربا بود آن زمان
بچه ها را تا خدا راهي نبود
ره به جز ذكر شبانگاهي نبود
اشك با چشمم حسادت مي نمود
گريه راه وصل او را مي گشود آن يكي بي دست و پا افتاده بود
او امانت را دگر پس داده بود
كربلاي فكه ها را ديده ام
فاو و خيبر، نينوا را ديده ام
دستهايم با مسلسل آشناست
خاك جبهه شاهدي بر مدعاست
در شلمچه عشق را تعبير بود
واژه ايثار را تفسير بود
چون شهادتها به چشمان ديده ام
عشق را در جبهه ها فهميده ام
چون شجاعت پا در اين ميدان گذاشت
ترس در ماواي دل رنگي نداشت
بچه ها را يك جهان ايثار بود
در همه شوقي ز يك ديدار بود
جعفر آن مرد خدا يادش بخير
اكبر آن درد آشنا يادش بخير
ما به خاك جبهه ها خو كرده ايم
عشق را پر از هياهو كرده ايم
حاج همت بس دليري آفريد
حبهه را روشن نمود از صد اميد
بس شهادت ها كه پنهان مانده اند
خاطراتي كه هميشه زنده اند
اي كبوترها چرا پر بسته ايد
بر كدامين گنبد و گلدسته ايد
عطر اينجا عطر و بوي كربلاست
عشقها پنهان در اين دشت بلاست
در دل اين سرزمين مظلوم هاست
يادمان از صحنه هاي كربلاست
عاقبت در پاي حق جان باختيد
پرچم اسلام را افراختيد
سنگر از عشق شما بس جانفزاست
كربلا با شورتان دردآشناست
آن همه ايثارها يادش بخير
خاطر پيكارها يادش بخير
خاك اينجا بستري از گنجهاست
شاهدي بر گريه هاي بي رياست
اشكها با من مدارا مي كنند
عقده ها را از دلم وا مي كنند
اشك ها با من هميشه هم دمند
گاه در شادي و گاهي در غمند
اين زمان اشك من از ايثارهاست
از دو صد مظلوم از پيكارهاست
آن جوانمردان كه بالا رفته اند
از زمين بر عرش اعلا رفته اند
اي شلمچه يادگار غربتي
زائرت را شاد كن با نوبتي
قصه خاك تو داغي بر دل است
شمع سوزان هزاران محفل است
دوستانت ترك كويت كرده اند
عاشقان دل را به سويت كرده اند
قصه خاك تو سوز كربلاست
يا چونان آئينه اي از نينواست
مدفن صدها شهيد خفته اي
كين چنين در اين زمين بشكفته اي
سالها با استخواني بوده اي
هم نشين با ميهماني بوده اي
گاه با خوشبوي عطر يك پلاك
مي بري ما را تو در آن سوي خاك
باغبان اين همه گل در كجاست
د ر شلمچه يا به خاك نينواست
داستان بچه ها پر ماجراست
لحظه هايش با حماسه آشناست
نخل ها از بس رشادت ديده اند
زندگي را در شهادت ديده اند
راستي تفسير اين ايثار چيست
قصه دل دادن و ديدار كيست
خاك اينجا سينه اي پر از غم است
شاهد ياران وليكن محرم است
پس بيا با ما در اين وادي ببين
لحظه اي بر خاك اين منزل نشين
ديگران را واگذار و ترك كن
لحظه اي اين خاك ها را درك كن
آن زمان با خاك همسو مي شوي
عاشق شيداي اين كو مي شوي
عطر اين كو غيرت و مردانگي است
زندگي با غيرت و فرزانگي است
سرزمين نور باشد اين ديار
خاك غيرت دارد و عطري ز يار
عشق در اين سرزمين مدفون شده
ليلي اينجا واله مجنون شده
پربها گنجي بود در اين زمين
عشق و ايثار و وفا در آن ببين
اين رهاورد حضور عشق اوست
روشن اين وادي به نور عشق اوست
كربلاي ديگري برپا شده
عشق در اين سرزمين پيدا شده نخل ها اينك چرا بي سر شدند
لاله ها پژمرده و پرپر شدند
اي شلمچه شيميايي گشته اي
عشق را ديدي هوايي گشته اي
صد كتاب داستان داري به دل
آبي يك آسمان داري به دل
از تو احساسم قويتر مي شود
با تو تا آن سوي باور مي رود
پاره اي از قلب مادر خاك توست
مي تپد در سينه و غمناك توست
ما به غربت از تو عادت كرده ايم
در تو احساس شهادت كرده ايم
زخم ها بر پيكرت كاري شده
خون ها در خاك تو جاري شده
عقده ها بگشا و اسرارت بگو
از رشادت هاي سردارت بگو
عقده بگشا در دل ما تاب نيست
در دل شبهاي تو مهتاب نيست
جان فداي خطه آزاد تو
ا ي كه شيريني و ما فرهاد تو
آن طرف نيزارها بود و نسيم
عطر خوشبوي توسل باشميم
خاك تو بوسيدم و قلبم شكست
داغ هجرت بر دل خونم نشست
كاروان راهي شد و جا مانده ام
دوستان رفتند و تنها مانده ام
من كتاب كربلا را خوانده ام
همچنان پاكم بسيجي مانده ام
شاعر: عباسعلی مرشدی پور
خواستگاری شهید همت
مهمترین واقعهای كه در زندگی من رخ داد، ازدواجم با همت در سال 1360 بود.
در سال 1359،همراه عدهای دیگر از خواهران كه همگی دانشجو بودیم، به صورت داوطلب به پاوه اعزام شدیم. در آنجا، همراه خواهران دیگری كه در كانون فرهنگی سپاه و جهاد مستقر بودند، به كار معلمی و امداد رسانی در روستاهای اطراف پاوه پرداختیم. حاجی هم آن زمان در سپاه پاوه بود.
مهرماه همان سال، پس از این كه مأموریتم تمام شد، به اصفهان برگشتم و اواخر تابستان سال 1360 ،بار دیگر به منطقه اعزام شدم. ابتدا با یكی، دو نفر از دوستان خود به كرمانشاه رفتیم و آموزش و پروش آنجا، ما را به شهرستان پاوه فرستاد. وقتی وارد شهر شدیم، هوا تاریك شده بود. باران همهجا را خیس كرده بود و همچنان میبارید. یك راست به ساختمان روابط عمومی سپاه رفتیم.
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب...
|
سالروز ازدواج حضرت علی (منع) با حضرت فاطمه(س) |
|
ردیف |
مداح |
عوامل |
مدت |
کیفیت/حجم |
اجرا |
|
1 |
حاج سعید حدادیان 1 | هنگام سرور کائنات | 3:10 | 565kb-mp3 | |
|
2 |
حاج سعید حدادیان 2 | جبرئیل نازل از سما گردید بر فخر بشر | 5:13 | 927kb-mp3 | |
| 3 | حاج سعید حدادیان 3 | نویده سپیده به گوش اهل دل رسیده | 7:12 | 1,275kb-mp3 | |
| 4 | حاج محمود کریمی 1 | کلیم گویی خدا دیده و رفته ز هوش | 6:56 | 1,226kb-mp3 | |
| 5 | حاج محمود کریمی 2 | انبیا شاهد وصل اولیا | 2:18 | 413kb-mp3 | |
| 6 | حاج محمود کریمی 3 | خدا شاهد عقد علی شده داماد پیغمبر | 3:42 | 660kb-mp3 | |
| 7 | حاج منصور ارضی | مبارک باشه تا قیامت | 10:14 | 1,807kb-mp3 | |
| 8 | مهدی سلحشور | لباس یاس بر تن کرد زهرا | 8:10 | 1,443kb-mp3 | |
| 9 | حسین سازور | از اوج محبت علی(ع) | 1:53 | 340kb-mp3 | |
| 10 | محمد رضا طاهری | شب مهتابی جشن آسمونه | 5:46 | 1,023kb-mp3 |
|
منبع : سایت تبیان











