تبليغاتX
* * نقطه عروج
بسم الله الرحمن الرحيم................. اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً. ....................... پندار ما اينست که ما مانده ايم و شهدا رفته اند اما حقيقت آنست که زمان ما را با خود برده است و شهداء مانده اند . .........شهيد آويني..........من زندگي را دوست دارم ولي نه آنقدر که آلوده اش شوم و خويشتن را گم و فراموش کنم علي وار زيستن و علي وار شهيد شدن, حسين وار زيستن و حسين وار شهيد شدن را دوست مي دارم شهادت در قاموس اسلام كاري‌ترين ضربات را بر پيكر ظلم، جور،شرك و الحاد مي‌زند و خواهد زد.......شهيد همت
.



 و چه كسی می‌داند كه جنگ چیست؟ »
 
متن زیر از نوشته‌های شهید احمدرضا احدی رتبه اول كنكور پزشكی می‌باشد كه در ذیل خدمتتان ارائه می‌شود.

-------------------------

و چه كسی می‌داند كه جنگ چیست؟

چه كسی می‌داند فرود یك خمپاره قلب چند نفر را می‌درد؟

چه كسی می‌داند سوت خمپاره فردا به قطره اشكی بدل خواهد شد و این اشك جگرهایی را خواهد سوزاند؟

كیست كه بداند جنگ یعنی سوختن، ویران شدن، آرامش مادری كه فرزندش را همین الان با لای لای گرمش در آغوش خود خوابانیده؛ نوری، صدایی، ریزش سقف خانه و سرد شدن تن گرم كودك در قامت خمیده مادر؟

كیست كه بداند جنگ یعنی ستم، یعنی آتش، یعنی خونین شدن خرمشهر، یعنی سرخ شدن جامه‌ای و سیاه شدن جامه‌ای دیگر، یعنی گریز به هرجا، هرجا كه اینجا نباشد، یعنی اضطراب كه كودكم كجاست؟

جوانم كجاست؟

دخترم چه شد؟

به كدام گوشه تهران نشسته‌ای؟

كدام دختر دانشجویی كه حوصله ندارد عكسهای جنگ را ببیند و اخبار جنگ را بشنود، داغ آن دختران معصوم سوسنگرد، خواهران گل، آن گلهای ناز، آن اسوه‌های عفاف كه هركدام در پس رنجهای بیكران صحرانشینی و بیابانگردی، آرزوهای سالهای بعد را در دل می‌پروراندند، آن خواهران ماه، مظاهر شرم و حیا را بفهمد، كه بی‌شرمان دامانشان را آلودند و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند.

كدام پسر دانشجویی می‌داند هویزه كجاست؟

چه كسی در آن كشته شد و در آن دفن گردید؟

چگونه بفهمد تانكها هویزه را با 120 اسوه، از بهترین خوبان له كردند و اصلاً چه می‌دانی كه تانك چیست و چگونه سری زیر شنی‌های تانك له می‌شود؟

آیا می‌توانید این مسئله را حل كنید؛ گلوله‌ای از دوشیكا با سرعت اولیه خود از فاصله 100 متری شلیك می‌شود و در مبدأ به حلقومی اصابت نموده و آن را سوراخ كرده و گذر می‌كند، معلوم نمایید:

- سر كجا افتاده است؟

- كدام زن صیحه می‌كشد؟

- كدام پیراهن سیاه می‌شود؟

- كدام خواهر بی برادر می‌شود؟

- آسمان كدام شهر سرخ می‌شود؟

- كدام گریبان پاره می‌شود؟

- كدام چهره چنگ می‌خورد؟

- كدام كودك در انزوا و خلوت خویش اشك می‌ریزد؟

یا این مسئله را كه هواپیمایی با یك ونیم برابر سرعت صوت از ارتفاع 10 متری سطح زمین ماشین لندكروزی را كه با سرعت در جاده مهران – دهلران حركت می‌كند مورد اصابت موشك قرار می‌دهد؟ اگر از مقاومت هوا صرفنظر كنیم، معلوم كنید:

- كدام تن می‌سوزد؟

- كدام سر می‌پرد؟

- چگونه باید اجساد را از میان این آهن پاره له شده بیرون كشید؟

- چگونه باید آنها را غسل داد؟

- چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش كنیم؟

- چگونه در تهران بمانیم و تنها، درس بخوانیم؟

- چگونه می‌توانی درها را بر روی خودت ببندی و چون موش، در انبار كلمات كهنه كتاب لانه كنی؟

- كدام مسئله را حل می‌كنی؟

- برای كدام امتحان، درس می‌خوانی؟

- به چه امیدی نفس می‌كشی؟

- كیف و كلاسور را از چه پر می‌كنی؟

از خیال.

از كتاب.

از لقب شامخ دكتر.

یا از آدامسی كه مادرت هرروز صبح در كیفت می‌گذارد.

- كدام اضطراب جانت را می‌خورد؟

در رسیدن اتوبوس.

دیر رسیدن سر كلاس.

نمره A گرفتن.

- دلت را به چه چیز بسته‌ای؟

به مدرك.

به ماشین.

به قبول شدن در دوره فوق دكترا.

آری پسرك دانشجو!

به تو چه مربوط است كه خانواده‌ای در همسایگی تو داغدار شده است.

جوانی به خاك افتاده و خون شكفته.

آری دخترك دانشجو!

به تو چه مربوط كه دختران سوسنگرد را به اشك نشاندند و آنان را زنده به گور كردند.

در كردستان حلقوم كسانی را پاره كردند تا كدهای بی‌سیم را بیابند.

به تو چه مربوط است كه موشكی در دزفول فرود بیاید و به فاصله زمانی انتشار نوری، محله‌ای نابود شود و یا كارگری كه صبح به قصد كارخانه نبرد اهواز از خانه خارج و دیگر بازنگشت و همكارانش او را روی دست تا بهشت اباد اهواز بدرقه كردند.

به تو چه مربوط كه كودكانی در خرمشهر از تشنگی مردند.

هیچ می‌دانستی؟

حتماً نه!

هیچ آیا آنجا كه كارون و دجله و فرات به هم گره می‌خورند به دنبال آب گشته‌ای تا اندكی زبان خشكیده كودكی را تر كنی؟

و آنگاه كه قطره ای نم یافتی با امیدهای فراوان به بالین كودك رفتی تا سیرابش كنی،اما دیدی كه كودك دیگر آب نمی‌خواهد!!

اما تو، اگر قاسم نیستی، اگر علی اكبر نیستی، حرمله مباش كه خدا هدیه حسین(علیه السلام) را پذیرفت.

خون علی اصغر را به زمین باز پس نداد و نمی‌دانم كه این خون، خون خدا، با حرمله چه می‌كند؟!



والسلام



«برای شادی روح این شهید بزرگوار صلواتی بفرستید»
منبع: وبلاگ حجاب غیبت
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387;ساعت 14:47;  توسط عبد;  | 

عملیات فتح المبین

«انا فتحنا لك فتحا مبینا»

عملیات فتح المبینبا خاتمه یافتن عملیات طریق القدس، تلاش برای اجرای عملیات بعدی به منظور  جلوگیری از قدرت تصمیم گیری، تجدید سازمان و تقویت روحیه دشمن آغاز شد. در این شرایط كه نیروهای رزمنده ابتكار عمل در جنگ و پشت جبهه را در دست داشتند، دو منطقه «غرب دزفول»  و «منطقه عمومی خرمشهر» (غرب كارون) نظر فرماندهان نظامی را به خود جلب كرده بود كه الزاما می بایست یكی از آن ها جهت اجرای عملیات انتخاب می شد. پس از مدت ها بحث و بررسی، فرماندهان نیروی زمینی ارتش، منطقه خرمشهر؛ و فرماندهان سپاه پاسداران منطقه غرب دزفول را برای انجام عملیات بزرگ آینده پیشنهاد كردند كه سرانجام منطقه پیشنهادی سپاه به دلایلی همچون تناسب یگان های خودی با وسعت این منطقه، تناسب شرایط طبیعی این منطقه با رزم قوای پیاده و ... جهت انجام عملیات فتح المبین برگزیده شد.

طرح ریزی عملیات افتخار آفرین فتح المبین از اواسط آبان 1360 آغاز شد و پس از تلاش های مستمر و خستگی ناپذیر و انجام مشورت ها و هماهنگی های گسترده، میان فرماندهان نظامی، سرانجام طرح عملیاتی شماره 1 فتح المبین در اواخر دی ماه همان سال آماده شد. روز 13 بهمن 1360 در پی یك نشست مشترك بین فرماندهان عمده سپاه و ارتش طرح یادشده به یگان های عمده اجرایی ابلاغ و متعاقب دریافت اطلاعات جدید در 30 بهمن همان سال طرح اولیه بازنگری شده و طرح شماره 2 در 13 اسفند انتشار یافت.

این عملیات با مراجعه به قرآن كریمفتح نامگذاری شد و سرانجام در حالی كه اشك شوق در چشمان كلیه حاضران مركز فرماندهی جمع شده بود، در ساعت سی دقیقه بامداد روز دوشنبه 2 فروردین ماه فرمان آغاز حمله بزرگ و سرنوشت ساز فتح المبین به شرح زیر صادر شد:

بسم الله الرحمن الرحیم 

 بسم الله القاصم الجبارین و یا زهرا(س)

رزمندگان دلاور اسلام با دریافت پیام، عملیات حماسی و تاریخی فتح المبین را در شمال خوزستان آغاز كردند و از جنوب و شمال غربی شوش و غرب دزفول در چند محور با ارتش عراق درگیر شدند.

اهداف عملیات  

آزادسازی بخش وسیعی از مناطق اشغال شده، همچون سایت 4 و 5 رادار و ده ها روستای منطقه.

- انهدام دو لشكر عراق (10 زرهی و 1 مكانیزه).

-دست یابی به خطوط پدافندی مناسب و استفاده از حداقل نیروهای خودی در آن خطوط

-خارج كردن شهرهای شوش، اندیمشك و دزفول از تیررس آتش توپخانه دشمن.

-دور كردن آتش موثر دشمن از جاده اهواز – اندیمشك.

منطقه عملیات

منطقه عمومی فتح المبین در غرب رودخانه كرخه واقع شده است و از شمال به ارتفاعات صعب العبورتی شكن،دالپری، چاه نفت و تپه سپتون؛و از جنوب به ارتفاعات میشداغ،تپه های رملی و چزابه(شیب)؛ و شرق بهمرز بین المللی(در شمال و جنوب فكه) منتهی  می شود.

منطقه مزبور 2500 كیلومتر مربع وسعت دارد از لحاظ جغرافیایی ناهموار است و علاوه بر ارتفاعات یادشده، دارای تپه های ماهور بسیار و بعضاً غیر قابل عبور می باشد. این بلندی ها به دلیل پستی زمین در شرق كرخه، روی شهرهایشوش، هفت تپه و جادهاهواز – اندیمشك كاملا مشرف می باشند. ارتفاعاتابوصلیبی خات با 202 و 189 متر،كوه های برغازه، رقابیه تی شكن، كمر سرخ، تنگه ابوغریب و رقابیه، مراكز رادار، سایت 4 و 5، پادگان عین خوش و نقاط حساسی همچون دوسلك و سه راهی قهوه خانه از عوارض مهم منطقه عملیاتی فتح المبین بودند.

جاده های آسفالته دزفول به دهلران، عین خوش به چم سری، جاده تنگه ابوغریب،جاده امام زاده عباس به چاه نفتو پل های احداث شده روی رودخانه های چیخواب ودویرجنیز از مهم ترین راه های مواصلاتی منطقه محسوب می شدند.

استعداد دشمن مسئولیت پدافند از منطقه غرب دزفول به عهده دو لشكر 10 زرهی و 1 مكانیزه ارتش عراق بود و به تناسب میزان هوشیاری دشمن و آگاهی از عملیات نیروهای ایران، براستعداد آن ها افزوده می شد. در مجموع، تمامی یگان هایی كه قبل از شروع عملیات، در منطقه مستقر بودند؛ و نیز تمام یگان هایی كه حین عملیات وارد منطقه شدند، عبارت بودند از:

-   لشكر 10 زرهی؛ شامل: تیپ های 17، 42، 51 و 60 زرهی، تیپ 24 مكانیزه، تیپ های 55، 99، 423 و 505 پیاده.

-   لشكر 1 مكانیزه؛ شامل: تیپ های 34 و  51 زرهی، تیپ های 1 و 27 مكانیزه، تیپ های 93، 96، 109 و 426 پیاده.

-  لشكر 3 زرهی ؛ شامل: تیپ های 6 و 12 زرهی، تیپ 8 مكانیزه.

-  لشكر 6 زرهی؛ شامل: تیپ 25 مكانیزه.

-  لشكر 9 زرهی؛ شامل: تیپ 14 مكانیزه و تیپ های 35 و 43 زرهی.

-  لشكر 7 پیاده: شامل: تیپ های 19 و 38 پیاده.

- یگان هایی با ماموریت های ویژه: تیپ های 10، 11، 12، 13، 14، 15، 19، 603، 604، 605.

-   تیپ های مستقل: تیپ مكانیزه گارد ریاست جمهوری، تیپ 10 زرهی، تیپ های 91 و 92 پیاده و تیپ 5 گارد مرزی

كماندو: 9 گروهان

- توپخانه: 4 گردان از لشكر 10، 4 گردان از لشكر 1، 3 گردان از لشكر 3، گردان 217

قوای خودی قرارگاه مركزی كربلا با فرماندهی مشترك نیروی زمینی ارتش و سپاه پاسداران، هدایت كلی عملیات را بر عهده داشت كه چهار قرارگاه فرعی زیر تحت امر آن بود:

الف – قرارگاه قدس هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

ارتش: تیپ 84 پیاده خرم آباد با 3 گردان، تیپ 2 زرهی لشكر 92 زرهی اهواز با 3 گردان

سپاه: تیپ 41 ثارالله (ع) با 6 گردان، تیپ 14 امام حسین (ع) با 9 گردان، عناصری از سپاه ایلام

ب – قرارگاه نصر هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

ارتش : تیپ های 1، 2 و 3 از لشكر 21 پیاده حمزه با 10 گردان، تیپ 58 ذوالفقار با 4 گردان

سپاه: تیپ 27 محمد رسول الله (ص) با 9 گردان، تیپ 7 ولی عصر (عج) با 9 گردان

ج – قرارگاه فجر هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

ارتش: لشكر 77 پیاده خراسان با 3 تیپ

سپاه: تیپ 33 المهدی (عج) با 6 گردان، تیپ 46 فجر با 5 گردان، تیپ 17علی ابن ابی طالب (ع) با 6 گردان امام سجاد (ع) با 11 گردان

د – قرارگاه فتح هدایت نیروهای زیر را به عهده8 داشت:

ارتش: تیپ 1 لشكر 92 زرهی، تیپ 55 هوابرد، تیپ 37 زرهی شیراز

سپاه : تیپ 25 كربلا، تیپ 8 نجف با 8 گردان

در مجموع  حدود 100 گردان از سپاه و 35 گردان از ارتش در عملیات شركت كردند.

هم چنین واحدهایی از توپخانه، هوانیروز و نیروی هوایی ارتش، مهندسی جهاد سازندگی و مهندسی سپاه و ارتش، پشتیبانی عملیات را بر عهده داشتند.

طرح مانورمنطقه مورد نظر برای عملیات به چهار محور زیر تقسیم شده كه در هر یك از آن ها می بایست یك قرارگاه عملیاتی وارد عمل شود:

الف – محور تی شكن و چاه نفت:

قرارگاه قدس در این محور ماموریت داشت تا از جناح لشكر 10 عراق وارد عمل شده و ارتفاعاتكمر سرخو 202،امام زاده عباس، شهر و پادگان و ارتفاعاتعین خوش و در نهایت منطقه ابوغریب را به تصرف خود درآورد. این قرارگاه در صورت موفقیت می توانست عقبه لشكر 10 را ببندد و به همین دلیل نتیجه عملیات آن، بسیار اساسی و سرنوشت ساز بود.

ب –  محور غرب پل نادری:

در این محور قرارگاه نصر موظف بود اهدافی همچونشاویه،بلتا، جوفینه، علی گره زد، تپه چشمه، شهدا و كوت كاپونرا تصرف و تامین نماید كه به دلیل نوع درگیری این قرارگاه (تك جبهه ای) ، پیش بینی نتایج عملیات در این محور سخت و دشوار بود.

ج – محور غرب شوش :

دشمن در منطقه غرب شوش، به دلیل وجود اهداف مهمی همچون سایت 4 و 5 رادار از مستحكم ترین مواضع و خطوط دفاعی برخوردار بود قرارگاه فجر ماموریت داشت ضمن تصرف اهداف فوق الذكر، روی ارتفاعاتابوصلیبی خات مستقر شود.

د –  محور رقابیه:

تصرف تنگه رقابیه و منطقه دوسلك، وظیفه قرارگاه فتح بود كه در نتیجه آن، عقبه لشكر 1 عراق بسته می شد. در صورت موفقیت نیروهای این قرارگاه و الحاق آن ها با نیروهای قرارگاه قدس، خط نهایی عملیات تامین می شد.

شرح عملیاتدر ساعت 00:30 بامداد 2/1/1361، عملیات فتح المبین با رمز مباركیازهرا (س) آغاز شد. حوادث و رویدادهای عملیات در محور و مراحل مختلف آن به شرح ذیل می باشد:

مرحله اول عملیات فتح المبین (2/1/1361)در این مرحله در محور قرارگاه قدس، تیپ 14 امام حسین (ع) در جناح راست موفق شد با حركت احاطه ای از شمال غربی و غرب رودخانه چیخواب ضمن تصرف منطقه عین خوش، عقبه دشمن در این محور را مسدود كند. تیپ 41 ثارالله و تیپ 84 خرم آباد نیز در جناح چپ این قرارگاه از شمال دشت عباس طرف امام زاده عباس و تپه 202 پیشروی كرده و مواضع دشمن را به تصرف خود درآورد، لیكن این مواضع در جریان پاتك های شدید دشمن مجددا به اشغال نیروهای عراقی درآمد.

در محور قرارگاه نصر؛ یگان های عمل كننده در ساعت 01:30 بامداد با دشمن درگیر شدند. در حالی كه واحدهای ارتش عراق در این محور به شدت مقاومت می كردند، یك گردان از تیپ 27 محمد رسول الله (ص) كه ماموریت تصرف علی گره زد و خاموش كردن آتش توپخانه مستقر در آن را بر عهده داشتند، تا اعماق خطوط دشمن نفوذ كرده و قرارگاه توپخانه دشمن را به تصرف درآوردند. در نتیجه، یگان های دیگر این قرارگاه موفق شدند مواضع اصلی پدافندی دشمن در شمال محورپل نادری، سرخه فلیه، سرخه صالح و تپه چشمه، كوت كاپون، سه راهی قهوه خانه و تپه شاوریه را به تصرف در آورند.

در محور قرارگاه فجر؛ به دلیل مستحكم بودن خطوط پدافندی، حجم انبوه آتش و هوشیاری دشمن نسبت به جهت تك و نیز انسداد اكثر راه كارهای پیش بینی شده خودی، نیروهای این قرارگاه با روشن شدن هوا به موقعیت اولیه خود بازگشتند. در محور قرارگاه فتح؛ ماموریت این قرارگاه در آغاز عملیات، تنها اعزام گروه های «آرپی جی زن» برای شكار این تانك ها محدود گردید. بر همین اساس گروه های مورد نظر اعزام شدند، لیكن تنها موفق گردیدند حدود 20 تانك و نفربر دشمن را منهدم كنند.

مرحله دوم عملیات فتح المبین(4/1/1361)ساعت یك بامداد چهار شنبه چهارم فروردین، مرحله دوم عملیات فتح با كلمه رمزیازهرا(س) آغاز شد و نیروهای ایران اسلامی در اولین ساعات شروع عملیات، تلفات سنگینی بر دشمن وارد آوردند و به مواضع او در جبهه های غرب شوش و دزفول دست یافتند. در این مرحله از عملیات تنگه رقابیه و ارتفاعات میشداغ پاكسازی شد.

در این مرحله، ماموریت اصلی به عهده قرارگاه فتح بود تا با تصرف تنگه رقابیه و ضمن تهدید عقبه نیروهای عراقی، در منطقه قرارگاه فجر، موجب كاهش فشار دشمن به قرارگاه قدس شود. قرارگاه های نصر و قدس نیز در این مرحله ماموریت داشتند تا با ترسیم خطوط پدافندی خود، در مقابل پاتك های دشمن مقاومت كنند.

هم چنین، قرارگاه فجر همچون مرحله اول ماموریت داشت تا به منظور جلب توجه دشمن به انجام عملیات ایذایی بپردازد و ذهن فرماندهان عراقی را از محور اصلی عملیات منحرف نماید.

قرارگاه فتح از دو محور عملیات خود را آغاز كرد. یك تیپ پیاده به همراه یك گردان زرهی با هدف تصرف ارتفاعات رقابیه، از حاشیه تنگه رقابیه و آب گرفتگی وارد عمل شدند و دو تیپ نیز محور اصلی حركت خود را تنگه دلیجان – به منظور دور زدن دشمن – قرار دادند و در نتیجه موفق شدند تنگه رقابیه، ارتفاعات رقابیه و میشداغ به همراه تعداد زیادی تجهیزات سنگین دشمن را به تصرف درآورند . به دنبال آن، نیروهای عراقی از فشار خود در محور عین خوش كاسته و پاتك های سنگین را متوجه منطقه رقابیه كردند و به رغم این كه خطوط پدافندی نیروهای خودی در داخل تنگه تا آستانه سقوط پیش رفت، لیكن مقاومت نیروهای خودی به حفظ و تامین اهداف این مرحله منجر شد.

مرحله سوم عملیات فتح المبین (7/1/1361)در سومین مرحله عملیات، مهم ترین مواضع حیاتی دشمن در غرب شوش و دزفول فتح شد. این مرحله از عملیات مقارن ساعت 22 و 30 دقیقه شب شنبه 7 فروردین با نام فتح المبین و با كلمه رمزیازهرا در شمال غربی شوش آغاز شد.

فرماندهان سپاه و ارتش پس از كسب نتایج موفقیت آمیز در مرحله دوم عملیات، به این نتیجه رسیدند كه نیروهای دشمن به دلیل از هم پاشیدگی سازمان و گسستگی در سیستم فرماندهی خود، احتمالا از منطقه عملیاتی فرار خواهند كرد. لذا تصمیم گرفته شد هر چه سریع تر با انجام عملیات دیگری، قوای دشمن منهدم و خطوط پدافندی قوای خودی تصحیح و تقویت شود. بر همین اساس، پس از طراحی مانور این مرحله از عملیات، نیروهای خودی در بامداد روز هفتم حمله خود را آغاز كردند و همان گونه كه پیش بینی می شود، دشمن برای مصون ماندن از انهدام و اسارت نیروهایش، بسیاری از مواضع خود را به ناچار ترك كرده و به منتهی الیه خطوط پدافندی خود در منطقه، (چنانه، دوسلك و غرب ارتفاعات تینه) عقب نشینی نمود.

مرحله چهارم عملیات  فتح المبین  (8/1/1361)در چهارمین مرحله عملیات كه سحرگاه روز یكشنبه 8 فروردین با نام فتح و كلمه رمزیازهرا آغاز شد.

قرارگاه نصر به پاكسازی منطقه متصرفه در شرقارتفاعات تینهپرداخته و پس از آن به كمك قرارگاه قدس شتافت. قرارگاه قدس كه در روز گذشته ارتفاعات 202 تنگه ابوغریب را به تصرف درآورده بود، می كوشید از فرار نیروهای در حال عقب نشینی عراق جلوگیری نماید. قرارگاه فجر نیز مسئولیت پاكسازی منطقه متصرفه خود را بر عهده داشت.

هم چنین نیروهای قرارگاه فتح ضمن عبوراز تنگه دلیجان به سمت برغازه و دوسلك موفق شدند این دو منطقه را به تصرف در آورده و با نیروهای قرارگاه نصر الحاق نمایند و سپس به سمت مرزهای بین المللی پیشروی كنند.

در مجموعه، طی این مرحله از عملیات ، ارتفاعات تینه، دوسلك و برغازه به تصرف كامل درآمدند و دشمن به غرب رودخانه دویرج و تپه 182 عقب رانده شد.

لازم به ذكر است كه نیروهای خودی در تلاش اصلی خود در این مرحله كه دستیابی به  عقبه های دشمن و ممانعت از فرار نیروهای آنان بود موفق نبودند و دشمن توانست بسیاری از نیروها و تجهیزات خود را از منطقه عملیات خارج نماید.

نتایج-   آزادسازی 2500 كیلومتر مربع از خاك جمهوری اسلامی؛ شامل دهها بخش و روستا، سایت 4 و 5 رادار، جاده مهم دزفول – دهلران و ... .

- نزدیك شدن نیروهای خودی به مرز در منطقه غرب شوش و دزفول.

-خارج شدن شهرهای دزفول، اندیمشك و شوش و مراكز مهمی همچون پایگاه هوایی دزفول از تیررس توپخانه دشمن، و دستیابی به چاه های نفت ابوقریب در ارتفاعات تینه.

- انهدام بیش از 4 لشكر، 361 تانك و نفربر، 18 هواپیما، 300 خودرو، 50 توپ و 30 دستگاه مهندسی ارتش عراق.

-  به غنیمت گرفته شدن 320 تانك و نفربر، 500 خودرو، 165 توپ، 50 دستگاه مهندسی و مقادیر زیادی سلاح و تجهیزات انفرادی.

- به اسارت در آمدن بیش از 15 هزار تن از نیروهای دشمن.

- كشته و مجروح شدن حدود 25 هزار تن از نیروهای دشمن.

 

منبع : سایت تبیان

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387;ساعت 11:16;  توسط عبد;  | 

شهر شوش با ۵/۶ کیلومتر مربع مساحت در ۲۴ کیلومتری

جنوب غربی دزفول و۱۱۵ کیلومتری شمال غربی اهواز بین ۳۲ درجه و۲ دقیقه عرض شمالی و۴۷ درجه و۱ دقیقه طول شرقی نسبت به نصف النهار گرینویچ قرار دارد. بلندی شهر شوش از سطح دریا ۸۷ متر وفاصله هوایی تا تهران ۴۷۹ کیلومتر است. فاصله زمینی شوش تا تهران ۷۶۶ کیلومتر، تا اهواز ۱۱۵ کیلومتر، تا دزفول ۲۴ وتا اندیمشک ۳۸ کیلومتر است. حدود ۱۳۲۹ هـ.ش به بخش تبدیل شد، شهر باستانی شوش از مراکز تمدن قدیم، از معروفترین شهرهای دنیا، پایتخت چند هزار ساله مملکت عیلام وهمچنین پایتخت زمستانی امپراطوری هخامنشی بوده‌است.حمزه اصفهانی شوش را چنین توصیف نموده : شوش به معنی شهر زیبا، باصفا، خوب ولطیف. در تورات ودر قاموس موسی درباره شوش آمده‌است : شوشن یا شوشان درعبری زنبق بوده، در یونان سوسنای می‌گفتند ونامهای دیگرش «سوسا» «سوس» بوده، قسمت بزرگی از ولایت شوش و عیلام را هم «سوسیانا» یا «سوزیانا» می‌گفتند. شوش یا شوشن نام همه گیاهان تیره سنبل وزنبق ونرگس واسپرغم به شمار می‌رود. شوش در قرون وسطی آباد ومرکزی بزرگ برای خوزستان بوده‌است که در آن روزگار چندین شهر، آبادی وحومه داشته ودر آن شهر قلعه‌ای محکم وقدیمی، بازارهایی با شکوه ومسجدی با ستونهای گرد وجود داشته‌اند. این شهر به داشتن منسوجات ابریشمی خام، ترنج، انارونیشکر معروف بوده‌است. آرامگاه دانیال نبی صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم پیامبر خدا در شهر شوش واقع گردیده‌است. شوش در دوره اسلامی نیز مدتها از شهرهای پرجمعیت وپررونق بود، هنگامی که مرکز خوزستان به اهواز منتقل شد شوش کم کم اهمیت خود را از دست داد.در طبقات پایین تر این شهر آثاری بدست آمده که باستان شناسان آنها را مربوط به ۸ هزار سال پیش می‌دانند.

 اقتصاد شهر شوش

حیات اقتصادی شهر شوش با احداث راه اصلی تهران – خرمشهر و راه آهن سراسری آغاز گردید.اهمیت تاریخی آن نیز موجبات توجه و جذب جهانگردان و مشتاقان زیارت بارگاه دانیال نبی علیه السلام را فراهم آورد به نحوی که با افزایش جمعیت این شهر در سال ۱۳۳۵ دارای شهرداری گردید و با احداث سد دز شبکه خطوط انتقال انرژی، سیستم ابیاری مدرن، ایجاد کشت و صنعت‌ها به خصوص هفت تپه و واحدهای صنعتی متعدد منطقه شمال خوزستان به خصوص ناحیه اطراف، شهر شوش شاهد تحول اقتصادی عظیمی است که جایگاه ویژه‌ای در اقتصاد ملی و توسعه کشور بدست آورد.با فراهم شدن زمینه‌های مناسب سرمایه گذاری و توسعه فعالیت‌های جدید اقتصادی در منطقه بخش خدمات ویژه بازرگانی و مبادله کالا از یک سو، خدمات بانکی و اداری از سوی دیگر گسترش یافت به نحوی که بخش عظیمی از نیروی انسانی شاغل در منطقه را به خود جذب نمود. در شهر شوش نقش بخش خدمات و بازرگانی برجسته تر از سایر بخش‌ها است.

 کشاورزی

وجود اراضی مستعد کشاورزی، رودخانه‌های پرآب دائمی، سفره‌های آب‌های زیرزمینی سطح نسبتاًوسیع جنگل در حواشی رودخانه، سواحل و آب بندهای متعدد، مراتع و مراکز کشت و صنعت در شهرستان شوش سبب شده‌اند مه فعالیت کشاورزی (زراعت، دامداری و صید ماهی) مهمترین فعالیت اقتصادی منطقه به شمار آید و بالاترین جمعیت فعال را به خود جذب نماید و در این میان بخش زراعت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است به طوری که ۸۵ درصد شاغلین بخش کشاورزی را به خود مشغول کرده‌است.در بررسی وضعیت دما و بارش شهرستان شوش مشخص شده که این منطقه حداقل در ۶ ماه از سال با کمبود بارش مواجه‌است و از آنجایی که سالانه سطح وسیعی از اراضی به زیر کشت زراعت‌هایی چون گندم، نیشکر، ذرت، برنج، چغندرقند و... می‌رود بهره برداری و توزیع آب‌های سطحی منطقه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.به طور کلی شیوه‌های آبیاری زمین‌های زراعی شهرستان به شرح زیر است: الف) اراضی زیر شبکه مدرن آبیاری دز: سطح بسیار وسیعی از اراضی شهرستان شوش زیر پوشش این سیستم ابیاری می‌باشد که از کانال‌های مدرن درجه ۱ و ۲ تشکیل شده‌است. کل زمین‌های زیر پوشش این شبکه ۳۸۹۹۴ هکتار می‌باشد که بالاترین رقم مربوط به دهستان حسین آباد است که رقم ۱۲۸۵۵ هکتار را به خود اختصاص داده‌است. ب) اراضی زیر ایستگاه پمپاژ چاه‌ها: بسیاری از اراضی غرب شهرستان شوش که در غرب رودخانه کرخه قرار دارند به وسیله چاه‌های عمیق و نیمه عمیق آبیاری می‌شوند و انتظار می‌رود با بهره برداری از سد عظیم کرخه و اجرای سیستم کانال کشی آن باعث رشد و توسعه کشاورزی و اقتصادی منطقه گردد.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387;ساعت 13:42;  توسط عبد;  | 

 

در شمال شهر اهواز نزدیک رودخانۀ کارون، بقعه ای به چشم می خورد که صاحب این بقعه علی فرزند مهزیار معروف به اهوازی، فقیهی صاحب نام و دانشمندی سترگ و عالمی جلیل القدر و محدثی صادق است. که در سنۀ 200 هجری قمری می زیسته است.
ایشان دارای تألیفات باارزشی است که همگی سرمایه های فقهی و دینی عالم تشیع می باشند و به عنوان منابع احکام و احادیث از آنها استفاده می شود.
این عالم بزرگوار پس از شهادت امام حسن عسکری(ع) راه حجاز می پیماید و برای دیدن امام زمانش طریق راه می کند که بعد از 20 سفر به مکۀ مکرمه به دیدار مهدی فاطمه(عج) نائل می گردد.
و خوشا به سعادت تو، ای پسر مهزیار که در زمان حیاتت با حب امام زمانت عاشقی کردی و در زمان مماتت ملجأ عاشقان و دلسوختگان آن حضرت گردیدی و در قدمگاه امام رضا(ع) جمکران دیگری را پدید آوردی.



گلایه از هجران هنگام وصال
آن گاه که در مقابلش نشستم. فرمود: « ای ابوالحسن! ما شب و روز منتظر ورود تو بودیم. انتظار داشتیم که زودتر از اینها به ملاقات ما بیایی. چه شد که این قدر دیر نزد ما آمدی.
عرض کردم: ای آقا! من تا کنون کسی که مرا به سوی شما راهنمایی کند نیافته بودم و الان که راهنما فرستادید به خدمت شما رسیدم.
حضرت در جوابم فرمود: نه چنین نیست. مشکل شما نبودن راهنما نیست. آن گاه که گویی نمی خواست عرق شرم را بر پیشانیم ببیند در حالی که به زمین نگاه می کرد و انگشت خود را بر زمین قرار داده بود. فرمود: شما سرگرم دنیا و افزودن مال خود شدید و بر بینوایان مؤمن سخت گرفتید و آنها را سرگردان ساختید و رابطۀ خود را بر خویشاوندانتان بریدید و عذر و بهانه ای برای شما وجود ندارد.
عرض کردم: توبه، توبه، عذر می خواهم. مرا ببخشید و خطاهایم را نادیده بگیرید. آنگاه فرمود: ای پسر مهزیار! اگر نبود استغفار برخی از شماها. برای برخی دیگر، همۀ اهل زمین نابود می شدند. به جز عده ای انگشت شمار از شیعیان که سخنان آنها مانند کردارشان است و ظاهر و باطن آنها یکی است.

علاقۀ امام به شیعیان
آنگاه فرمود: ای ابوالحسن خوش آمدی. روز گار پیش تر از این زمان ملاقات تو را به من وعده می داد و با این تأخیر دیدار صورت تو را در آیینۀ خیالم ترسیم می نمود. اکنون خدایی را که پروردگار من است به خاطر اینکه این ملاقات را میسر نمود حمد می کنم.
عرض کردم: پدر و مادرم فدای شما باد. من از وقتی که خدای تعالی امام حسن عسکری(ع) را به دارالبقاء برد همیشه شهر به شهر در طلب شما بودم و مدتی طولانی در جستجوی شما به سر می بردم تا اینکه خداوند بر من منت نهاد و مرا به سوی شما رهنمود شد.
من باید در مقابل این نعمت شکر گذار باشم که این توفیق را نصیبم کرد و از فضل و احسان شما بهره من شدم.
آید آن روز که در باز کنی، پرده گشایی تا به خاک قدمت جان و سر خویش ببازیم(1)

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387;ساعت 13:36;  توسط عبد;  |